خرید بک لینک

معنیِ داغِ مُجسَّـم شده ای

قد کشیده ایّ و مُبهَـم شده ای

قاسمیّ و جسمِ تو ، تقسیم شد

... وَ حسابی نا مُنظَّم شده ای

چقَدر جسمِ تو زیر و رو شده

چه پریشان و چه دَرهم شده ای

بسکه حُفره حُفره گشته پیکرت ...

گوییا چشمۀ زمزم شده ای

چقَدر بشد شده ای نقشِ زمین

چقَدر هستی شبیهِ نقطه چین !

----

چقَدر جسمِ تو جابجا شده

تار و پودِ تو چه نخ نما شده

گوییا تمامِ تیر و نیزه ها ...

بینِ صفحۀ تنِ تو جا شده

چقَدر قامتِ مجتبایی ات ...

شکلِ قدّ و قامتِ سقّا شده !

پایِ سفرۀ کرامتِ تنَت ...

بینِ این حرامیان ، دعوا شده

خوب شد دیگر نمی بینی ... عمو ...

رویِ نامحرم به عمّه وا شده !

ارثِ افسوس به تو نمی رسد

غمِ ناموس ، به تو نمی رسد

*****

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 0:34  توسط سعید تاجیک |

برچسب: نویسنده: کیان فرهادی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:13

صفحه بندی