
در این گزارش به بررسی کامل «نگران حرمم» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. رفته از کف اختیارم، نگرانِ حَرمَمفارغ از شعر و شعارم، نگرانِ حرمماز عدو باكى ندارم، پاىِ كارم پاىِ كاراز تبار ذوالفقارم، نگرانِ حرممدور تا دورِ حرم؛ شمر و يزيد و حرملهچه كنم با دلِ زارم؟ نگرانِ حرممزينبيه نشود مثلِ بقيع، كارى...
ادامه مطلب
در خیابان اغتشاش و در حرم خونِ شهیددشمنِ روباهِ ما هی می شود کفتار ترفتنه می خوابد یقیناً؛ که به قولِ رهبرم …ملّتِ ما با شهادت می شود بیدار تر + نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان ۱۴۰۱ساعت 14:8  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
تا به قتلِ هر زن و کودک تفاخر میکنداو نه رحمی بر تو ، نه بر اهل چادر میکندروسری را باز هم بردار ! داعش آمدهاو خشاب از روسری های شما پُر میکند !!! + نوشته شده در جمعه ششم آبان ۱۴۰۱ساعت 12:51  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
در هواییکه در آن نَفَسکشیدن سخت استبه مسیحا نَفسِ آلِ عبا ، محتاجمشاخصِ آلودگی از مرزِ کُشتن هم گذشتنَفسی به نَفسِ امام رضا ، محتاجمدودِ این شهر مرا از نَفَس انداخته استبه هوایِ حرمِ کرب و بلا ، محتاجمرهبرم ، ای به فدایِ نَفسِ زهرایی ات ...چاره ای کن ...، به دعاهای شما محتاجم...
ادامه مطلب
آمدم باز به اُمّيدِ شما ؛ آقاجان جانِ زهرا ، بده در راهِ خدا ؛ آقاجان صاحبِ ايراني و حضرتِ سلطانِ مني عاشقم عاشقِ ( مشهدُالرّضا ) آقاجان به گدايي ، درِ خانه ي تو رويم باز است ... بس که داده اي خودت...
ادامه مطلب
ای مزارِ تو مزارِ مجتبی السلام ای یادگارِ مجتبی السلام ای جلوۀ شاهِ کریــم سَیّدی یا حضرتِ عبدالعظیم چشمه xadساری از شرابِ کوثری پیرِعشقی ... از تَبارِ حیــــدری راهِ عشقِ تو ، صــراط xadالمستقیــم شهرِ رِی چون طورِ سینا ، تو کلیم ای مزارت کــربلایِ شهرِ ری بر حریمِ تو مَلَک رَه کرده طی زائـــرِ تو زائـــرِ کویِ حسین میxadرسد از قبرِ تو بویِ حسین کربلا باشد بهشتِ باورم ری بُوَد کربُبلایِ دیگرم شکرحق با طمعِ گندمِ ری ... سر تو هرگز نرفته رویِ نی نشُده غ...
ادامه مطلب
آهِ من ، کاش رسد به محضرت ، کوفه میا میدهم تو را قسم به مادرت ، کوفه میا مَردمی که نمکِ علی بُود در خونِشان ... کینه دارند از تو و از پدرت ، کوفه میا نامه ها را تا زدند و عهد و پیمان شکنان ... همه در فکرِ بُریدنِ سرت ، کوفه میا تا ز تیغ و نیزه و شمشیرهایِ کوفیان ... پاره پاره نشده بال و پرت ... ، کوفه میا حرمله ، تیرِ سه شعبه ، حنجرِ شیرخواره ات ... ! رحم کُن تو بر علیِّ اصغرت ، کوفه میا هر جوانی در خیالَش گوییا که میکِشد ... نقشۀ قتلِ علیِّ اکبرت ، کوفه میا ماجراهایِ پس از عبّاس را مُرور کن ... تا نیفتاده ز پا ، دلاورت ... ، کوفه میا بی وفایی جایِ خود ، صحبتِ بی حیایی...
ادامه مطلب