
گرچه من نامه نوشتم كه بيايي كوفه ... كاش ميشُد كه تو برگردي نيايي، كوفه! كوچه گَردِ كوچه هايِ تَنگ و تاريك شدم چه مدينهاي به پا كرده ؛خدايي، كوفه ! حرفشان نسل كُشي باشدو بر قتلِ شما ... چه بگويم ...؟ كه كشيده نقشههايي ،كوفه شرطْ بستند؛ سَرِ سَرِ علمدارِ حرم ... صحبتِ ضربِ عمود است ؛ نيايي ،كوفه حرمله ، با يك سهشعبه ،دركمين نشستهاست ... كه تو...
ادامه مطلب