
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «حضرت ام البنين (س)» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تا آمدم خانه ى مولا، گريه كردمهمپاىِ مولا نيمه شبها گريه كردمدر خانه ى بى فاطمه، با آه و افسوسبا گريه ى طفلانِ زهرا گريه كردمهر بار چشمم بر در و ديوار افتادبر محسن و اُمّ أبيها گريه كردماز كربلا زينب كه بى حسين برگشت …بر ...
ادامه مطلب
اي دو عالَم فرشِ زيرِ پايِ توشهرِمان آذين شده برايِ توهر صدايي مي رسد از هر طرفغير از آن صدايِ آشِنايِ توچارده قرن است در قابِ فَلك ...نيست عكسِ چهره ي زيبايِ توچارده قرن است ، از گناهِ ما ...به عقب افتاده ماجرايِ توچوبْ خطّ ِ جمعه هامان پُر شده ...از خيالِ سبزِ جمعه هايِ توبس كه تو ( امروز و فردا ) مي كُني ...پُر شده امروزم از فردايِ تودفترِ ( حضور ، غيابِ ) عاشقي ...پُر شده از غيبتِ كُبرايِ توچارده قرن است ، ما منتظريم ...كه به سر آيد شبِ يلدايِ توچارده قرن است پيدا نشده ...سيصد و اَندي نفر ، برايِ توآخَر اي راز و نيازِ دل ؛ بياتكسوارِ يكّه تازِ دل ؛ بيااي زمين و آسِمان ، منتظرتاي غريبانِ جهان ، منتظرتسالها رفت و خبر از تو نشدمانده ساعتِ زمان ، منتظرتفاطميّه و محرّم و صفر ...مِثلِ ماهِ رمض...
ادامه مطلب
جوانِ لشگرِ كرب و بلايينگينِ حلقه ي خونِ خداييجوانيّ عليّ مرتَضاييتو استادِ بِلالِ مصطفاييتو پيغمبر ترين حيدرِ عشقيتو لب تشنه ترين كوثرِ عشقيپُر از غيرتي و پُر از شجاعتقيامت قامتي ، قامت قيامتبه قدّ و قامت و سيرت و صورت ...به عبّاسِ علي داري شباهتميانِ رزمَت اعجازِ أبالفضلتويي شاگردِ مُمتازِ أبالفضلتو هستي نورِ چَشمانِ حسين و ...تو هستي ميوه ي جانِ حسين و ...تو هستي قلبِ قرآنِ حسين و ...تويي يوسُفِ كنعانِ حسين و ...يَلِ بالا بُلندِ اُمِّ ليلابرادر زاده ي زينبِ كبريتو شيري از نژادِ شيرِ عشقيشبيهِ مادرِ اَميرِ عشقيجوان هستي وليكن پيرِ عشقيمَهِ خورشيدِ عالَمگيرِ عشقيسرِ زُلفَت به دوشِ عرشِ اَعلاستخُروشِ تو خُروشِ حق تعالاستتو فصلِ سُرخي از تقويمِ عشقيتو از روزِ ازل ، تقديمِ عشقيتمامِ معنيِ تسلي...
ادامه مطلب
ولادت مولود کعبه:رو کُنَد امشب خدا تاىِ خودَشپرده بردارد ز سيماىِ خودَشاو كشيده روىِ بومِ دلبرى …طرحى از چهره ى زيباىِ خودَشآن گُلِ بى عيب، رو كرده گُلى …كه دهد بوىِ دل آراىِ خودَشهمه ى خود را عيان كرده خدا …در همين عالىِ أعلاىِ خودَشاو براى پاسخِ ذهنِ بشر …با على پُر ميكند جاىِ خودَشآن زمانى كه ندانم چه زمان …آفريده ألمُثنّاىِ خــودَشآفريده حضرتِ عشق آفرين …همسرى براىِ زهراىِ خودَشآن چنان او را نمونه آفريد …كس نمي داند چگونه آفريدكس نمي داند خدا يا بشر استيك تنه از همه ى خلقت سر استهرچه گوييم از على، كم گفته ايمكه على از دركِ ما بالاتر استقِدمَتِ خلقتِ اين جغرافيا …كمتر از قِدمتِ نورِ حيدر استغيرِ پيغمبر، به غيرِ فاطمه …چه كسى با مرتَضىٰ برابر است ؟آن چنان كَنده درِ آن قلعه راگوييا خيبر از ...
ادامه مطلب
سر بريده يوسُفِ كنعانِ منعاقبت بر لب رسيده جانِ منسويِ من آمده پيكِ اَجلَمكهنه پيراهن بُود در بغلَمباده ي وصلِ تو را سر مي كِشمتشنه لب به سويِ تو پَر مي كِشميادِ تو اي پسرِ ابوتُراب ...بسترم باشد به زيرِ آفتابزينبِ شوريده اَحوالِ توامراويِ روضه ي گودالِ توامسويِ تو مي آيم و شرمنده ام ...كه پس از رقيّه جانَت زنده امعاقبت اي نازنين برادرم ...مي شوم راحت ز فكرِ معجرممي شود آسوده ناموسِ خدا ...از تَبِ سردِ نگاهِ بي حيامي شود آسوده اين صورت كبود ...از خيالِ شومِ خنده ي يهودمي شوم آسوده اي آرامِ جان ...از هزاران طعنه و زخمِ زبانمي شوم آسوده اي پاره گلو ...از عذابِ شب نشينيّ عدومي شوم اي پسرِ اُمُّ الكتاب ...راحت از خاطره ي بزمِ شرابعاقبت نورِ چَشمَم ، اي عزيز ...مي شوم آسوده از فكرِ كنيز + نو...
ادامه مطلب
منم خادمۀ خانۀ احساسبلاگردانِ گلهایِ گُلِ یاسمنم امُّxad البنیــن ، کنیــزِ حیــدر به نامِ حضرتِ فاطمه ، حسّاسبه پاداشِ نوازشهـــایِ زینب...شدم من مادرِ حضرتِ عبّاسهمیشه گفتم و بایَد بگویم:الا یا اهلxadَ العالم ، أیها النّاس... تمامِ هستیxad اَم ، نـورِ دو عینَم فدایِ چشم و ابروی ِحسینمدرونِ سینهxad ام ، غوغا به xadپا شددلِ زهرایی xadام بیتُ xadالعــزا شدشبی در شهر پُر نیرنگِ کوفه ...امیرالمؤمنین ، حاجت روا شدزِ جـــورِ همســرِ خائنۀ پَست ...حسن ، راحت از آن مُغیرهxad ها شدحسینـم هَمــــرهِ قافلۀ دل...روانــه جانبِ بیتِ خدا شدشدم دلواپس و گفتم گمانَم ...حسینم واردِ کرب و بلا شد نِشَستَم مُنتظِر بر راه ، شاید ... ...
ادامه مطلب
زهرایم و دارم حرم ، الحمدللهافتاده بر قم گذرم ، الحمدللهدر کوچههای شهر قم سیلی نخوردممانندِ زهرا مادرم ، الحمدللهخاکی نگشته چادر زهراییِ منغارت نگشته معجرم ، الحمدللهدر دستِ ساربانِ بیحیا ندیدمانگشترِ برادرم ، الحمدللهبا ضربههایِ بی امانِ تازیانهزخمی نشد بال و پرم ، الحمدللهمانندِ عمّه زینبم دیگر نبودهنامحرمی دور و برم ، الحمدللهپاره نشد از خنجر تیزِ کنیزیمثلِ سکینه جگرم ، الحمدللهمثلِ رقیّه بی کفن خاکم نکردندزهرایم و دارم حرم ، الحمدلله + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۱ساعت 15:1  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
ولادت مولود كعبه:از اين دنيا و اهلش رو گرفتمبه عشقِ آلِ حيدر ، خو گرفتمعلي گفتم و با خنده ي زهرا ...چه پاداشي از آن بانو گرفتمتمامِ روزيِ هر ساله ام را ...من از دستِ حسينِ او گرفتمصد و ده بار گفتم ( يا علي ) راز اِمدادِ علي ، نيرو گرفتمكنارِ بچّه هايش قد كشيدمسرِ سفره اش آبرو گرفتمبه لطفِ شیرِ مادر ، حرفم این است :فقط حیدر ( امیرالمؤمنین ) استخدا رو كرده ذوق و هنرش راعيان كرده جمالِ حيدرش رابه يُمنِ مَقدمِ قبله ي قبله ...به كعبه راه داده مادرش راعلي شيرازه ي قرآن و ، احمد ...به حيدر مي سِپارد كوثرش راعلي يعني كسي كه شبِ فتنه ...نَبي بر او سپرده بسترش راعلي يعني همان كه در ركوعش ...به سائل مي دهد انگشترش راعلي يعني قَسيمِ نار و جنّتعلي يعني ( پدر خوانده ي ) خلقتعلی یعنی مَقام و رُکن و ز...
ادامه مطلب
# واقعاً که ...همه چی آرومه و غم نداریم ...دیگه مشکلاتِ دین تموم شدهمرجعِ تقلیدِمون ( قرائتی ...
ادامه مطلب
عبدِ کرَمِ رقیّه باشی ، عشق استزنده ز دَمِ رقیّه باشی ، عشق استهمراهِ « أبومهدی و حاج قاسم » اگر ...یک شب حرمِ رقیّه باشی ، عشق استسوگند به عبّاس ، علمدارِ حسین :زیرِ عَلَمِ رقیّه باشی ، عشق استهر جا که نِشَستی و هر آنچه هستی ...خاکِ قدمِ رقیّه باشی ، عشق استبا شعر و ردیف و قافیه ، ای شاعر ...گر مُحتشمِ رقیّه باشی ، عشق استای سینه زن و گریه کنِ ثاراللّٰه ...درگیرِ غمِ رقیّه باشی ، عشق است...
ادامه مطلب
خانهزادمخانهزادمخانهزادعقلودينودانشمرفتهبهبادماندهامحيرانِواژههايِخويشميزنمازپردهيدل،فريادجرعهنوشِجامِعشقِاصغرمريزهخوارِجودِحضرتِجوادهردوازعشيرهيشاهِنجفهردوآقا...
ادامه مطلب
باز با روضه ي زينب همه جا ريخت بههمآسِمان تيره شد و حالِ هوا ريخت به هملحظه ي آخرِ عُمرَش ؛ دلِ زارِ او را ...كُهنه پيراهنِ شاهِ سر جدا ريخت به همهر بلايي به سرَش آمده با خود گفته...
ادامه مطلب
نُهِ دی چون روز و فتنه چون شب استنُهِ دی گویایِ صدهامَطلَباستلشگری که نُهِ دی حاضر شده ...لشگرِ فداییانِ زینب است...
ادامه مطلب
زينب اي پيغمبرِ كرب و بلااي حسينِ دوّمِ آلِ عبادوّمين فاطمه ي شيرِ خداهمه ي حُسنِ امامِ مجتبیٰاي نگينِ حلقه ي عشقِ حسينسفره دارِ بزمِ بينُ الحرمينهم خديجه هم پيمبر ، زينبيستكوثر و ساقيّ كوثر ، زينبي...
ادامه مطلب
یا حضرت معصومه(س):بويِ زهرا مي رسد از كويِ توبويِ زينب مي رسد از بويِ توخواهرِ قبله ي هفتم هستي و ...كعبه مي باشد در آرزويِ توهمه دنبالِ امامِ جمكران ...جمكران باشد به جستجويِ تومانده آهويِ رَميده ي د...
ادامه مطلب
یا حضرت عبدالعظیم(ع):چه رواق و گنبدي داري شماواقعاً چه " مشهدي " داري شمااي كريم ؛ برعكسِ آقايِ كريم ...چه ضريح و مرقدي داري شمااهلِ دين ؛ حيرانِ ايمانِ شمااهلِ دل ؛ طفلِ...
ادامه مطلب
یا زهرا (س) :ذكرِ ما هست فقط ( یا زهرا )کار داریم فقط ، با زهراسِرّ ِ ناگشوده ي خدا بُود ...( فاطمه، فاطمه، زهرا، زهرا )وصفِ او را ز سرِ ناچاری ...می نويسيم وَ اِلاّ ، زهرا ...خارج از قالبِ شعر و سخ...
ادامه مطلب
از تن و پيراهنت ، زينب گفت !از عقيق يمنت ، زينب گفت !هم ز جاي چكمه روي دهنت ...هم ز نعل و بدنت ، زينب گفت !هم ز هر زخم تن صدپاره ات ...هم ز هم پاشيدنت ، زينب گفت !هم ز رگ هاي بريده از قفا ...هم ز ...
ادامه مطلب
آشفته گشته رويِ او مانندِ زهرا دارد ورم بازويِ او مانندِ زهرا خاكي شده آن چادرِ زهراييِ او خورده لگد پهلويِ او مانندِ زهرا سيلي تمامِ صورتِ او را به هم زد شد گونه و ابروي...
ادامه مطلب
نَفَسم در شماره افتاده ...رنگ و رویم پریده است ؛ علیسر من را بگیر بر زانوت ...وقت رفتن رسیده است ؛ علیچه كنم ؟ وقتِ رفتن است و دگر ...وقتِ آن است كه روضه خوان باشمکاش میشد زمانِ حمله به در ...زنده باش...
ادامه مطلب