
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «حضرت ام البنين (س)» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تا آمدم خانه ى مولا، گريه كردمهمپاىِ مولا نيمه شبها گريه كردمدر خانه ى بى فاطمه، با آه و افسوسبا گريه ى طفلانِ زهرا گريه كردمهر بار چشمم بر در و ديوار افتادبر محسن و اُمّ أبيها گريه كردماز كربلا زينب كه بى حسين برگشت …بر ...
ادامه مطلب
سلام اي نقطه ي پرگارِ هستيسلام اي گرميِ بازارِ هستيسلام اي نمكِ بزمِ رسالتسلام اي نُقلِ مجلسِ نبوّتتو هستي سفره دارِ دينِ اسلامتويي بُنيانگذارِ دينِ اسلامشروعِ عشقي و پايانِ عشقييگانه صاحبِ قرآنِ عشقيتويي سر لوحه ي يكتاپرستيتويي شيرازه ي ديوانِ هستيبه تارِ مويِ تو يوسُف دخيل استبرادرْ خوانده ي تو جبرييل استبه رويِ حلقه ي هستي ؛ نگينيتو اُلگويِ اميرَالمؤمنينيعَبايت جانمازِ عرشيان استمَزارت سجده گاهِ فَرشيان استتو مَعروفي ميانِ آسِمان ها كه هستي پدرِ حضرتِ زهرابه غير از تو كه ألحق بي قريني ...كه دارد مِثلِ حيدر ، جانشيني !؟ميانِ أنبياء ، تو نورِ عينيكه جدّ حَسَنِين و زينَبِينيتو ضربُ المَثَلِ پيغمبراني ...كه جدّ مهديِ صاحبْ زمانيچنان كه مكتبِ تو تا ندارد ...رييسِ مذهبِ تو تا نداردفَلك زيرِ پَ...
ادامه مطلب
يا امام حسن(ع):سلمانِ حسينيم و مسلمانِ حسن جانبى تابِ حسينيم و پريشانِ حسن جاندر دامِ حسينيم و گرفتارِ أبالفضلحيرانِ حسينيم و غزلخوانِ حسن جانهستيم سرِ سفره ى اربابِ دو عالَم ...ما ريزه خورِ سفره ى احسانِ حسن جاندر كُنگره ى عشقِ حسينى شده تصويبهر سينه زنى هست به قربانِ حسن جانمانندِ حريمِ حرمِ ضامنِ آهو ...بايد كه بسازيم شبستانِ حسن جانيك عمر به يادِ روضه ى كوچه و سيلى ...هستيم دل آشفته و گريانِ حسن جان + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۲ساعت 19:51  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
سهم من از کرببلا، دائم فِراق استیک قابِ عکسی که به دیوارِ اتاق استاین اربعین هم قسمتم نشد بیایمبیچاره این دل که سراسر اشتیاق استمرغِ دلِ جامانده ى حسرتْ كِشِ من …در حسرت پروازِ ايران و عراق استگویا که این جاماندن من با رقیّه …در دفترِ تقدیرم حُسنِ اتّفاق است(با زينب و سكينه و رباب و سجّاد…در علقمه بازارِ اشك و روضه، داغ است) + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۲ساعت 16:35  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
اي كه از زخمِ سرِ تو خونِ غم مي ريزداز تماشايِ تو هر بار ، دلَم مي ريزدچه به روزِ سرِ تو آمده اي تاجِ سرَم ...كه طبيب از ديدنِ سرَت به هم مي ريزد !؟شك ندارم اي پدر كه در كنارِ بسترَت ...اشكِ خون از ديدِگانِ مادرم مي ريزدكربلا زنده شده در نَظَرَم ! مي بينم ...خون ز پا تا به سرِ برادم مي ريزد !از همين حالا دلِ زينب گواهي مي دهد ...ترسِ نامَحرم پس از يَلِ حرم ، مي ريزد !نَه تو هستي نَه أبالفضل و حسين و حَسنم ...كه عدو برايِ معجر ! به سرَم مي ريزد + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۲ساعت 17:0  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
امام سجاد (ع):بندِ دل خوره گره به رشته ي سجّاده اتبه فدايت ؛ به فدايِ تو و خانواده اتدل و دلبرِ حسيني ؛ ما همه ، دلداده اتنوه ي ابوترابي ؛ ما به خاك اُفتاده اتمردِ شبهايِ مناجاتي ؛ علي ابن الحسيننوه ي مادرِ ساداتي ؛ علي ابن الحسينپسرِ حسين و دامادِ حَسن هستي شمااوّلين امامِ بعد از پنج تَن هستي شمااوّلين گريه كُن، اوّلْ سينهْ زن هستي شمابي حرمْ فرزندِ شاهِ بي كفن ، هستي شماخواب ديدم حرم و صحن و سرا داري شماحوض و فوّاره و ايوانِ طلا داري شمارگِ ايرانيِ تو ؛ عزّتِ ايرانيِ ماستخانه ي مادري ات كشورِ سلمانيِ ماستوارثِ ديده ي تو ديده ي بارانيِ ماستعاشقِ صحيفه ات پيرِ خُراسانيِ ماستبه عليْ اكبرِتان رفته رجز خوانيِ مابه عمويت رفته قاسمِ...
ادامه مطلب
ولادت مولود کعبه:رو کُنَد امشب خدا تاىِ خودَشپرده بردارد ز سيماىِ خودَشاو كشيده روىِ بومِ دلبرى …طرحى از چهره ى زيباىِ خودَشآن گُلِ بى عيب، رو كرده گُلى …كه دهد بوىِ دل آراىِ خودَشهمه ى خود را عيان كرده خدا …در همين عالىِ أعلاىِ خودَشاو براى پاسخِ ذهنِ بشر …با على پُر ميكند جاىِ خودَشآن زمانى كه ندانم چه زمان …آفريده ألمُثنّاىِ خــودَشآفريده حضرتِ عشق آفرين …همسرى براىِ زهراىِ خودَشآن چنان او را نمونه آفريد …كس نمي داند چگونه آفريدكس نمي داند خدا يا بشر استيك تنه از همه ى خلقت سر استهرچه گوييم از على، كم گفته ايمكه على از دركِ ما بالاتر استقِدمَتِ خلقتِ اين جغرافيا …كمتر از قِدمتِ نورِ حيدر استغيرِ پيغمبر، به غيرِ فاطمه …چه كسى با مرتَضىٰ برابر است ؟آن چنان كَنده درِ آن قلعه راگوييا خيبر از ...
ادامه مطلب
منم خادمۀ خانۀ احساسبلاگردانِ گلهایِ گُلِ یاسمنم امُّxad البنیــن ، کنیــزِ حیــدر به نامِ حضرتِ فاطمه ، حسّاسبه پاداشِ نوازشهـــایِ زینب...شدم من مادرِ حضرتِ عبّاسهمیشه گفتم و بایَد بگویم:الا یا اهلxadَ العالم ، أیها النّاس... تمامِ هستیxad اَم ، نـورِ دو عینَم فدایِ چشم و ابروی ِحسینمدرونِ سینهxad ام ، غوغا به xadپا شددلِ زهرایی xadام بیتُ xadالعــزا شدشبی در شهر پُر نیرنگِ کوفه ...امیرالمؤمنین ، حاجت روا شدزِ جـــورِ همســرِ خائنۀ پَست ...حسن ، راحت از آن مُغیرهxad ها شدحسینـم هَمــــرهِ قافلۀ دل...روانــه جانبِ بیتِ خدا شدشدم دلواپس و گفتم گمانَم ...حسینم واردِ کرب و بلا شد نِشَستَم مُنتظِر بر راه ، شاید ... ...
ادامه مطلب
ولادت امام باقر(ع):باقريّ و دوّمين محمّديتو شكافنده ي علمِ سَرمديبر همه نابغه ها ، سرآمديهمه ي ناگفته ها را بَلَديعلَّتِ اثباتِ هر فرضيّه ايصاحبِ هر حوزه ي علميّه اياي سراپا جلوه ي ابوتُرابيادِگارِ حضرتِ ( اُمُّ الكتاب )اي جوابِ هر سئوالِ بي جواباي علوم و دانشِ تو بي حسابنامِ تو شيرازه ي دفترِ علمصدفِ دانشي و گوهرِ علماي تو بر علومِ دين ، طلايه داراي تو بر پيغمبران ، آموزِگارعلم ، با علمِ تو دارد اعتبارعلم را علمِ تو كرده ( تار و مار )حِلمِ تو از جنسِ حِلمِ مجتباستعلمِ تو از مكتبِ كرب و بلاستبر تو اي اُستادِ درسِ عاشقيعاشقم با همه ي نالايقيزنده سازِ مكتبِ حقايقينورِ مذهبِ امامِ صادقيرنگ و بويِ نهضَتَت ، پيغمبريوارثِ علم و حديثِ حيدري(مغزِ بادامِ) حسين و حَسنيافتخارِ من و اَجدادِ منينُقلِ هر ...
ادامه مطلب
السلام ای هادی آل عباالسلام ای نوهٔ امامرضاالسلام ای حضرت ابوالحسنای پدر بزرگِ یوسف خداای علیاکبرِ حضرت جوادای حسین کربلای سامراجامعهْکبیره ، سیدُالکریم ...هدیه شد از طرفِ شما به مادیدهای از کودکی رنج و عذابشد گرهگشای تو زهرِ جفادر حصار ظلم ، بودی روز و شب ...یاد شام و کوفه، یاد اُسَرا !بودهای در بزم ننگین شراب ...یاد عمّه زینب و رقیّههابر سر نیزه نرفته سر توپیکرت نمانده زیر دست و پاخوب شد دور از نگاه غیرتَت ...نشده ناموس تو انگشتنما ! + نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۱ساعت 22:10  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
آن شب كه بيت مرتضي بيت العزا بود ...گويا كه شام شادي مغيره ها بودتشييع و غسل و كفن و اشك يتيمان ...صدها گره بر كار آن گره گشا بودآيينه ي ترك ترك ! شسته شد اما ...شستن او جان كندن شيرخدا بودبا زحمت و افسوس و حسرت و خجالت ...شسته شد آن ياسي كه زير دست و پا بودبا چادر خاكي مادر گريه ميكرد ...آن كودكي كه رازدارِ ماجرا بودآخر به هر دردِسري بانو كفن شداو شد كفن ، گريز روضه كربلا بودسربسته ميگويم كه آنشب بين تابوت ...تصوير زهرا روي دوش مرتضي بود !اين استخوان شكسته در ميان تابوتآن استخوان شكسته بين بوريا بوداينجا همه دل نگرانِ زينبي كه ...ارثَش ز مادر چشم هاي بي حيا بودامّا بمیرم که خودِ زینب در آنجا …دلواپسِ دخترِ زیرِ دست و پا بودای وایِ من که کوچه شد قسمتِ زهرابازار ، سهمِ زینبِ انگشت نما بود +&n...
ادامه مطلب
اي زِ جمالِ مجتبي آينهوي زِ كمالِ مرتضي آينهتويي زِ حضرتِ رضا ، آينهسامره اَت زِ كربلا ، آينهوارثِ جودِ حضرتِ جوادي ...اي ( عليْ اكبرِ ) امامِ هاديدستِ من و دامنِ احسانِ تومستىِ من ، زِ ( تاكِ ) چشمانِ توروزيِ من ، زِ ( دَخلِ دُكّانِ ) توسفره ي من ، پُر شده از نانِ توگدايِ كُهنه كارِ سامرايمهلاكِ خانواده ي رضايماي حَسنِ عسگريِ نازنيناي پدرِ مهديِ پرده نشينمُبلِّغِ زيارتِ اربعينتويي ركابِ سامرا را نگينذكرِ تمامِ ( پنج شنبه هايي )امامِ مُجتبايِ سامراييضريحِ تو ، شش گوشه ي دوّمينصحن و سرايِ تو بهشتِ بَرينعرش ، زِ فرشِ حَرمت خوشه چينفرشته در صحنِ تو گوشه نشينكعبه ي حج نرفته اي ، يا حسن !تو فرق داري در حرم ...، با حسن !در طلبِ رويِ أباصالحمدربدرِ كويِ أباصالحمقتيلِ ابرريِ أباصالحمدخيلِ گيسويِ أبا...
ادامه مطلب
منم و اين دلِ عاشق شده امدلِ نالايقِ لايق شده امباز لبريزِ حقايق شده اممستِ پيغمبر و صادق شده امسر سپُرده ي رييسِ مكتبمكُشته مُرده ي رييسِ مذهبمسربُلندم در پناهِ مصطفيزنده ام با صادقِ آلِ عباخانه زادم خانه زادِ كربلااعتباري دارم از امام رضادر شناسنامه ام امضايِ عليستبندِ قلبم دستِ زهرايِ عليستمصطفي آمد كه دلبري كندبر پيمبَران پيمبَري كندآمده دنيا كه سَروري كندهمه را يك تَنه حيدري كندآمده سوره ي كوثر آورَدبر تمامِ خَلق ، مادر آورَدجلوه ي جمالِ حق ، جمالِ اومظهرِ كمالِ حق ، كمالِ اوشوكتِ جلالِ حق ، جلالِ اوحَجَرُالأسودِ كعبه ، خالِ اومعنيِ صفاتِ حق ، صفاتِ اوذاتِ حق ، پنهان شده در ذاتِ اوقافله سالارِ دين ، صادقِ اورونقِ بازارِ دين ، صادقِ اومخزنُ الاسرارِ دين ، صادقِ اوناشرِ آثارِ دين ، صادقِ ...
ادامه مطلب
این قوم، مرامش علوی بوده همیشهاز بسکه علی گفته، قوی بوده همیشهترک و لر و کرد و عرب و شیعه و سنّی ...در دین محمّد، اخوی بوده همیشهبا مغزِ جوان؛ دشمنیاش دستِ خودش نیستضحّاک، پیِ مغزجَوی بوده همیشه!دعوا سر بنزین و حجاب و آب و نان نیستدعوا سرِ ایرانِ قوی بوده همیشه"ما زنده به آنیم که آرام نگیریم"این قصّه اگر می شِنَوی؛ بوده همیشه + نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر ۱۴۰۱ساعت 14:44  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
اسب ها را زِ حَريرِ بدنَش رد كردندز سراپاىِ تنَش كسبِ درآمد كردندبا نواميسِ حسين ابنِ على، بد كردندبا لگد راهِ سه ساله دخترَش، سد كردندبا حسين و پدر و مادرِ او، لج كردندوحشيانه راهِ خود را به حرم، كج كردندخيمه ها آتش گرفت و خواهرش ميسوزددارد انگار ! دوباره مادرش مي سوزدپنجه اى آمد و گوش دخترش، مى سوزددخترى آتش به دامن، معجرش مى سوزدكودكى با كعبِ نِى، بال و پرَش آتش گرفتمادرى از (نبشِ قبرِ ) پسرش ! آتش گرفتكربلا ريخت بهم، عرش خدا ريخت بهمحضرتِ سجاد، بين خيمه ها ريخت بهماحترام و عزّتِ آل عبا، ريخت بهمحرم از حمله ى قومِ بى حيا، ريخت بهمهمه جا ريخت بهم، خونجگرى ها پا گرفتروضه ى اسارت و دربدرى ها، پا گرفت + نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۱ساعت 17:9  توسط سعید تاج...
ادامه مطلب
اي دل بيا خاكِ غريبي را به سر كناز داغِ مولا پيرْهنِ مشكي به بر كنمظلومِ اين جغرافيا شده كفن پوشاي دل بسوز و عالمي را پر شرر كناي دل بگو با حضرتِ حيدر كه ديگر ...شب را بدونِ غمِ فاطمه ، سحر كنراحت شدي يا مرتضي از دردِ ناموسديگر فراموشْ آن غمِ ديوار و در كناي دل بگو با كودكِ يتيمِ كوفه ...فردا ز قتلِ طفلِ شيرخواره ، حذر كناي كودكِ نان و نمك خورده ي حيدر ...از زدنِ رقيه اش ؛ صرف نظر كناي دل بگو با كوفه ، از برايِ زينب ...ديگر تو كمتر آرزوىِ دردِسر كناي دل بگو با زينب او كه پس از اين ...با احتياط از كوچه ي كوفه گذر كناي دل بگو با چشمِ نامحرمِ كوفه ...كمتر به معجريِ زينب نظر كن + نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 16:3  توسط سعید تاجیک | ...
ادامه مطلب
شهادت امام هادی(ع):اي (جواد ) و اي ( رضايِ ) سامرااي ( حسينِ ) كربلايِ سامراهاديِ عشيره ي فاطمه اي( مرتَضايي ) مرتَضايِ سامراهست آقا ، حسنِ عسگري ات ...( اكبرِ ) تو ؛ ( مجتبايِ ) سامراسامرا كنعانِ عشق و مهدي ات ...يوسُفِ صحن و سرايِ سامرابويِ عطرِ ( جامعه كبيره ات ) ...مي رسد از جاي جايِ سامراكربلايي حرمِ ( عبدُالعظيم ) ...دارد آن حال و هوايِ سامرانَوه ي رئوفي و فرزندِ جودخانه زادم و گدايِ سامراروز و شب در حسرتِ كرب و بلا ...گريه كردي پا به پايِ سامرادر حصارِ كينه ها ، ناموسِ تو ...نشده انگشت نَمايِ سامرا !نشده قاتلِ خواهرِ شما ...تيرِ چشمِ بي حيايِ سامرا !نيست حرفِ سيلي و مُشت و لگد ...در كتابِ ماجرايِ سامرا ! + نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت 15:54  توسط&nbs...
ادامه مطلب
يا جوادالائمه(ع):ماهِ مَه جبينِ همسايهپسرِ نازنينِ همسايهاى تمامِ اعتقادِ دلميا جواد اى مُرادِ دلممجتباىِ دوّمِ طاهااى رضاىِ دوّمِ زهرادلرباىِ دلبرِ ايراناو وليعهدِ حضرتِ سلطاناى جوادِ اهلبيتِ جواداى مُديرِ پنجرهْ فولاددل و دلداده ى معصومهأخوى زاده ى معصومهاى سخاوتَت أبالفضلىانتهاىِ رحمت و بذلىاى گدايت دو صد حاتمسفرِ كاظمين ميخواهمهرچه هست از شما ميخواهماربعين، كربلا ميخواهماى تو دوّمين علىْ اكبربيقرارِ روضه ى مادرواقعاً چه اكبرى هستىچون حسن، تو مادرى هستىشانه ات عصاىِ زهرا(س) نيستپيكرِ تو ارباً اربا نيست + نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۰ساعت 21:37  توسط سعید تاجیک | بخوانید...
ادامه مطلب
ای با تو ناکام ؛ دشمنِ اسلام ...روزت مبارک ...، سربازِ گُمنام...
ادامه مطلب
خانهزادمخانهزادمخانهزادعقلودينودانشمرفتهبهبادماندهامحيرانِواژههايِخويشميزنمازپردهيدل،فريادجرعهنوشِجامِعشقِاصغرمريزهخوارِجودِحضرتِجوادهردوازعشيرهيشاهِنجفهردوآقا...
ادامه مطلب